تبليغاتX
یا مهدی ادرکنی
مذهبی فرهنگی
مقدمه

روزه يكي از احكام انسان ساز اسلام است، كه آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه كامل آن همچون ساير احكام الهي براي انسان عادي ممكن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از كمال برسد كه دريچه تازه اي بر روي بشر بگشايد و حكمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

بنابراين ندانستن فلسفه احكام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا كه اين اطاعت كوركورانه نيست، بلكه بر علم و يقين تكيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند كه خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست كه از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محض است و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و كمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.



فوايد روزه

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاك كننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزكيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه كه از سودمنديهاي كوچك اين فريضه انسان ساز است به حدي است كه شايد نياز به توضيح و تكرار نداشته باشد و بيشتر مردم كم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميكنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پركار بدن آدمي است، با سه وعده غذا كه معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يكسو اين اعضا استراحت كنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي كه زيانهاي مهلكي دارند تحليل رفته و كاسته شوند.



در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان كامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآيد كه روزه دار امساك روز را با زياده روي در شب تلافي نكند، كه پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشكي، برخي از پزشكان و متخصصان دريافته اند كه امساك از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يكي از پزشكان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست كه بكار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشكي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد سلاحي كه ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشكار رسانند. »



با روزه و امساك ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه كرد البته در صورتي كه با اعتدال و ميانه روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود.بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نميگنجد، آنانكه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به كتابهايي كه در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور كوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مكلف ندارد و اگر كسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين كار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد كه بيماريش ادامه يابد كار حرامي مرتكب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري كه روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران كند.

افراد سالم بايد بدانند كه روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلكه چنان كه گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شكم پرستان كه خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميكنند كه روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا كرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است كه كه اسير شكم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»



اكثريت غريب به اتفاق مسلمانان متدين ماه مبارك رمضان را روزه ميدارند و به هيچ وجه شكايتي از اين بيماري ندارند و نسبت بيماري زخم معده روزه داران بيشتر از ديگران نيست همانطور كه گفتيم فوايد جسمي و بهداشتي روزه اگرچه چشمگير و غير قابل انكار است ولي مهمترين فوايد روزه اثرات بهداشتي آن نيست، متأسفانه برخي در بررسي فوايد روزه تنها به همين اثرات بهداشتي آن بسنده كرده اند، درحاليكه فوايد برتر روزه به جنبه هاي معنوي آن مربوط ميشود، فوايد جسمي روزه با اثرات معنوي آن در سازندگي تربيت و تزكيه انسان قابل مقايسه نيست، اگر چه همان فوايد طبي هم گواهي است بر اصالت اسلام عزيز، چرا كه اين آيين فطري و آسماني چهارده قرن پيش با ژرف بيني و احاطه اي كه جز از خداي متعال نميتواند بود در محيط جاهليت عرب دستوراتي براي انسانها وضع كرده است كه دانش پزشكي انسان متمدن عصر ما با پيشرفت خود روز به روز بر گوشه هايي از حكمت آن پي ميبرد



روزه عامل باز دارنده از گناه



روزه، بويژه روزه ماه مبارك رمضان كه در اسلام بر همه مسلمين مكلف كه بتوانند روزه بگيرند واجب است، عامل موثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز كاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلكم تتقون » ياد آور ميشود واين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز كاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يك مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است كه بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است.پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

روزه دار با بكار بستن اين دستور الهي كه شرط كمال روزه است، روه تقوي را در خود زنده ميكند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارك رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا كه گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سركش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيز گاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرين پياپي در يكماه نيروي بازدانده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خود داري در او ريشه ميگيرد و رشد ميكند و او با گذراندن اين برنامه يكماهه توفيق ميابد كه پس از ماه روزه نيز پرهيزكار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي كه به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما كرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد.



نقش روزه در تقويت اراده



حكومت غرايز و شهوات بر انسان خطرناكترين حكومتهاست و آدمي را اسير و بي اختيار ميسازد و به پستي و رذالت ميكشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس كه در اسلام جهاد اكبر ناميده شده به پايمردي و اراده اي استوار نياز دارد. انسان با روزه داري كه، امساك در خوردن و آشاميدن و خود داري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهشهاي خويش ميجنگد و در برابر غرايز خود مقاومت ميكند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند ميسازد و جان را از قيد حكومت و سلطه هوسها و خواهشها ميرهاند. پيشوايان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هواه و اقوي الناس من غلب هواه»

بهترين مردم كسي است كه با هواي نفس مبارزه كند و نيرومند ترين آنان كسي است كه بر آن پيروز شود. پس روزه داران بهترين مردمند چرا كه با خواسته هاي نفساني مبارزه ميكنند و اگر با مراقبت و كوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند كه بر نفس خود مسلط شوند از نيرومند ترين مردم نيز خواهند بود.



صفاي دل و پاكي

روزه چراغ معرفت و آگاهي را در درون بر ميافروزد:

اندرون از تعام خالي دار تا در آن نور معرفت بيني

روزه و بويژه روزه يكماهه رمضان موجب ميشود كه حكومت شهوات و اميال شيطاني جاي خود را به حكومت تقوي و پيروي از دستورات الهي بدهد و تيرگي و هوسها و شهوات در جان آدمي به نورانيت و روشني باطن تبديل شود. در سايه همين صفا و پاكي حاصل از روزه است كه روزه دار با خود آگاهي نه تنها دهان و شكم را از خوردن و آشاميدن كه دست و پا و چشم و گوش و زبان و همه اعضاي خويش را از آنچه خدا حرام فرموده نگاه ميدارد و ميتواند به آن درجه از تقوي نايل آيد كه حتي از انديشه و فكرو گناه نيز دوري گزيند و اين اوج نورانييت روزه است.

امير مومنان علي عليه السلام نيز به همين مرتبه اشاره ميفرمايد: «صيام القلب عن الفكر في الاثام افضل من صيام البطن عن الطعام» روزه دل از انديشه گناهان برتر از روزه شكم از خوردن و آشاميدن است. و البته اين بدان معنا نيست كه ظاهر روزه و امساك از خوردن و اشاميدن را رها كنيم بلكه لازم است به ان اكتفا ننماييم و همراه با آن بكوشيم كه به نتايج معنوي روزه نيز برسيم. لازم است كه همين امساك ظاهري و روزه معمولي نيز انقلابي روحي در روزه داران بوجود مياورد و طبق شهادت دست اندر كاران در ماه مبارك رمضان شرارت ها و تباهيها كاسته ميشود، در دوران طاغوت چون ماه مبارك رمضان فرا ميرسيد ميزان جنايات و فساد سير نزولي پيدا ميكرد و عربده جويي و زد و خورد و چاقو كشي و بد مستي كه در غير رمضان بازارش رواج داشت در اين ماه عزيز بطور محسوسي كاهش ميافت.

خوشبختانه با انقلاب مقدس اسلامي هم در ملت و جوانان ما تحولي چشمگير بوجود آمد و هم مراكز فساد و تباهي از ميان برداشته شد و شايسته است كه از اين پس بكوشيم نتايج معنوي پر ارزش تري از روزه كسب كنيم. باري صفا و پاكي حاصل از روزه و خود داري و پرهيز كاري روزه دار همچون سپري است كه روزه دار را از اتش عذاب الهي كه مولود گناهان است مصون ميدارد. پيامبر عزيز اسلام (ص) فرمودند: «الصوم جنه من النار» روزه سپري است كه روزه دار را از آتش جهنم حفظ ميكند.



روزه و صبر



«صبر» از خصايلي است كه در اخلاق اسلام بر آن بسيار تأكيد شده است ، انسان مسلمان در زندگي فردي و اجتماعي خويش در راه هدفهايي مبارزه ميكند و با مشكلاتي نيز روبرو است بدون خصلت صبر، پيروزي بر مشكلات و رسيدن به هدفها آسان نيست . صبر و مقاومت بر نيروي پايداري انسان مي افزايدو اراده را توانا ميسازد هيچ جامعه اي اگر تحمل ناگواريها را نداشته باشد بر مشكلات خويش و بر دشمنان خويش نميتواند پيروز گردد. با صبر و مقاومت است كه ميتوان به به پيكار ستمگران رفت و دست استعمار گران را كوتاه نمود و روزه – بويژه در روزهاي گرم و طولاني تابستان كه فشار تشنگي طاقت فرسا ميشود بطور چشمگيري به انسان صبر و مقاومت مي بخشدو تحمل رنج و سختي را بر آدمي آسان ميسازد.

قرآن كريم با توجه به همين اثر كه از روزه به صبر تعبير كرده است : و استعينوا بالصبر و الصلوه ......... از صبر(روزه ) – و نماز كمك بگيريد.........

امامان معصوم ما عليهم السلام «صبر» را در اين آيه به روزه تفسير كرده اندو پيامبر گرامي (ص) نيز ماه رمضان را ماه صبر ناميده اند :« شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه» (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق عليه السلام نيز بهمين ويژگي روزه اشاره فرموده است: هر گاه براي كسي حادثه اي جانكاه پيش آمد روزه بگيرد كه خدا فرموده است « و استعينوا بالصبر و الصلوه».



روزه و قناعت



اسلام بر خلاف مكاتب مادي شرق و غرب دنيا و نعمتهاي مادي آنرا وسيله اي براي تكامل معنوي و رسيدن به سعادت جاويد ميداند و بهمين دليل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جويي و مصرف نيست بلكه فرهنگ قناعت و ايثار است. در روشهاي مادي تن آدمي و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز براي برخورداري بيشتر گريبانگير افراد است و در اسلام اصالت با معنويت انسان است و قناعت و ايثار و فداكاري از راههاي وصول به مراتب بلند انسانيت محسوب ميشود.



روزه فريضه اي است كه مسلمانان را از غرقه شدن در ماديگرايي و حرص و آز براي لذتهاي مادي و مسابقه براي مصرف و تن پروري ميرهاند و به او مي اموزد كه به فكر ديگران باشد و بر خواهشهاي جسماني خويش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نياز قناعت ورزد و از اصراف و تبذير بپرهيزد. روزه به مسلمانان مي آموزد كه با كم هم ميتوان زيست و حرص و طمع فقط غرق شدن در ماديات و انحراف از معنويات است و براي زيستن لازم نيست كه با همه وجود تن و لذتهاي آن پرداخت.



روزه به مسلمان مناعت و قناعت را مي آموزد و ارزش اين صفات و تأثير آن در ايجاد صفات برجسته ديگر همچون زهد و جود و بخشش بسيار است. قانع از ديگران بي نياز است و تن به ذلت و خواري نميدهد، جامعه اي كه روح قناعت را در خود بپرورد بر خود متكي خواهد بود و با دوري از مصرف بي رويه ميتواند بر پاي خويش بايستد و از بيگانه بي نياز باشد. همه ديديم كه پس از تهديد آمريكا و غرب به تحريم اقتصادي ايران امام امت و رهبر كبير انقلاب اسلامي فرمودند «ملت ما مسلمان است و در برابر تحريم اقتصادي و كمبود نيازمنديها روزه خواهد گرفت»



آري مسلمان را به زيستن با مصرف كم آشنا ميسازد و براستي نيز ملت مسلمان ما ميتواند با الهام از فريضه ثمر بخش روزه سطح مصرف را پايين آورد و با قناعت به آنچه دارد از وابستگيهاي اقتصادي به استعمار گران نجات يابد.مسلمانان صدر اسلام با همين روحيه از همه چيز خود در راه خدا مي گذشتند و حتي در ميدانهاي جنگ به چند دانه خرما قناعت ميكردند و با تكيه بر معنويت و صفات انساني خويش پيروزي مي آفريدند و خداي را سپاس كه هم اكنون نيز بسيار از جوانان ما بويژه گلهاي سرسبد انقلاب اسلامي، جوانان رزمنده پاسدار از يك چنين ايمان و روحيه اي بر خوردارند و بسيار اتفاق افتاده است كه جوان پاسدار اسلام روزه بوده و گاه روزه خويش را با شربت شهادت افطار كرده است و حماسه اين خدا جويان حماسه آفرين براي هميشه بر صفحات پر افتخار تاريخ اسلام ثبت خواهد بود. پاكترين درودهاي ما و درود خدا و فرشتگان بر ايشان باد.



همدردي با فقيران



پيشوايان گرامي دين، در روايات و ادعيه اسلامي ماه رمضان را ماه مواسات ناميده اند.از نتايج بارز روزه برانگيختن حس همدردي نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانكه زندگي آسوده اي دارند و رنج فقير و طعم گرسنگي را نچشيده اند، ممكن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسيله اي است كه آنان را از غفلت ميرهاند و رنج مستمندان را با ياد آنان مياورد تا به دستگيري فقيران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.

از سويي به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارك رمضان بسيار سفارش شده است و از سويي ديگر گرسنگي و تشنگي روزه موجب درك رنج مستمند ميگردد و بدين ترتيب ثروتمند به فقير نزديك مي شود و احساسها رقت ميابد و احسان و انفاق فزوني ميگيرد و جامعه كمك به همنوع را مياموزد. مواسات يعني سهيم ساختن برادران در رزق و روزي و رمضان به همين جهت ماه مواسات ناميده اند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرين بر اين صفت ارزنده انساني جامعه را از حقد و كينه برهانند و برادروار در كنار هم از نعمتهاي الهي بهره بگيرند و شايسته است كه روزه داران به همه اين نكات انساني روزه توجه كنند و بكوشند واقعاً فريضه روزه را آنچنان كه بايد بجا آورند و ماه مبارك رمضان را آنچنان كه سزاوار اين ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامه هاي سازنده اسلامي بهره ور شوند.

از حضرت امام حسن عسگري (ع) پرسيدند: «چرا روزه واجب شده است» فرمودند: «تا ثروتمند درد گرسنگي را در يابد و به فقير توجه كند. هشام از امام صادق عليه السلام علت روزه را پرسيد، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب كرد تا غني و فقير با هم مساوي باشند و بدان جهت كه غني رنج گرسنگي را لمس نكرده تا به فقير رحم كند و هر وقت چيزي خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است كه ميان بندگانش يكنواختي بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود ثروتمند بر مستمند و گرسنه ترحم نميكرد.



نظم و انضباط



وقت شناسي و نظم و انضباط در امور از مظاهر تمدن انساني و از عوامل مهم توفيق و پيشرفت است، شايد برخي گمان كنند كه اين از ويژگيهاي زندگي غربيان و تمدن آنهاست در حاليكه نظم و انضباط و تنظيم اوقات از تعليمات اصيل اسلام است. امير المومنين عليه السلام در اولين فرازهاي وصيتش به فرزند خود ميفرمايد: «اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم»شما و همه فرزندان و بستگانم و هركسي كه وصيت من به او برسد به تقوي و نظم در كارها سفارش ميكنم.

اصولا فرايض اسلامي شاهد توجه به اسلام و نظم و انضباط است، هريك از نمازهاي پنج گانه را بايد در وقت مخصوص آن بجا آورد و حتي يك دقيقه نميتوان از حدود آن تجاوز كرد. مراسم حج بايد در وقت و مكان مخصوص به خود انجام شود و روزه نيز در ماه مبارك رمضان با ديدن هلال ماه شروع و با ديدن هلال ماه شوال خاتمه ميابد و نيز هر روز از سپيده دم آغاز و به مغرب پايان ميپذيرد و با توجه به اينكه ماه رمضان ماه قمري است طبعاً در فصول چهار گانه سال جريان دارد و گاه در روزهاي بلند تابستان و گاه در روزهاي كوتاه زمستان قرار ميگيرد و در همه شرايط لازم است كه لحظه و دقيقه را نيز در شروع سپيده دم و آغاز مغرب در نظر داشت و بهيچ وجه روزه دار نميتواند از نظام آن سرپيچي كند و اين خود درسي است كه مسلمانان نيز دقيق و منظم شوند و امور خويش را در زندگي تنظيم كنند.



آنچه بر شمرديم گوشه هايي از برخي نتايج و آثار فريضه الهي روزه است و ماه روزه اضافه بر اينها سودمنديها و بركات ديگري نيز دارد كه در پرورش اسلامي فرد و جامعه بسيار موثر است: ماه مبارك رمضان ماه خدا، ماه آشنايي با قرآن، ماه عبادت، ماه دعا، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت از گناهان و اصلاح خود است.

در اين ماه به قرائت قران سفارش شده و مرسوم مسلمين است كه در ماه رمضان بيشتر از ماههاي ديگر قرآن بخوانند و اين خود وسيله اي است كه جامعه اسلامي با قرآن و معارف آن آشنايي بيشتري پيدا كنند و براي پيشرفت در صراط خدا و اسلام از كلام خداي متعال آموزش بگيرند. رمضان ماه عبادت و بندگي و راز و نياز با معبود جهان است، در روايات اسلامي تأكيد شده كه در اين ماه با توجه به خضوع بيشتر نمازها را بجا آورندو از نمازهاي مستحبي در شب و روز غفلت نورزند و بدين ترتيب با يك تمرين يك ماهه مومنين به عبادت خالص تري موفق ميشوند و جانها به خدا نزديكتر ميگردد.رمضان ماه دعا است، پيشوايان گرامي فرموده اند مومنان در اين ماه و بويژه در شبهاي مبارك قدر دردعا و نيايش مبالغه كنند و با توجه به اثرات سازنده دعا و نيايش روزه داران ميتوانند در پيوند معنوي خويش با خداي متعال تحولي بوجود آورند و بيش از پيش به ذات متعال هستي بخش او نزديك شوند و كسب فيض كنند رمضان ماه آمرزش و توبه و بازگشت به سوي خداست، آنانكه در زندگي خويش آلودگيهايي داشته اند ميتوانند با روزه جان خويش را شستشو دهند و در خلوت سحر گاه با رو كردن به خداي متعال درون را صفا بخشند و از خداي خويش طلب آمرزش كنند و ميتوانند با همين زمينه براي هميشه از كجيها و گمراهيها دست بردارند و براه آيند.

پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند گناهان در اين ماه بخشوده ميشود و اين مژده بزرگي است براي آنهايي كه لغزشهايي داشته اند تا نوميد نباشند و از بركات اين ماه استفاده كنند و بسوي خدا باز گردند و روي دل بسوي او دارند و با او پيمان بندند كه از گناهان دست شويند و خود را اصلاح كنند و گذشته را جبران نمايند و بدون ترتيب گناه كار پشيماني كه كه در اين ماه مبارك براي خدا روزه بدارد و از گذشته خويش شرمسار باشد و از خدا آمرزش بخواهد مورد مهر و عفو خدا قرار خواهد گرفت و سعادتش تأمين ميشود. از بركتهاي اين ماه همين انقلاب روحي و تحول دروني روزه داران و همين توفيقات عملي است كه انسان آلوده را پاك ميسازد و از عذاب الهي كه محصول گناهان است نجات ميبخشد و روزه دار را از ظلمتها به نور ميكشاند، به نور تقوي ، به نور فضيلتهاي اخلاقي، به نور توبه و بازگشت به سوي خدا، به نور مهر و رحمت خداي متعال.... .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:36  توسط javad  | 

خبرگزاري فارس:پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند گناهان در اين ماه بخشوده ميشود و اين مژده بزرگي است براي آنهايي كه لغزشهايي داشته اند تا نوميد نباشند و از بركات اين ماه استفاده كنند و بسوي خدا باز گردند و روي دل بسوي او دارند و با او پيمان بندند كه از گناهان دست شويند و خود را اصلاح كنند و گذشته را جبران نمايند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:31  توسط javad  | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:21  توسط javad  | 
به نقل از سایت کلمه


اَعوذُ بِاللهِ مِن الشّیطانِ ا لرَجیم،
بِسم اللهِ الرحمنِ الرحیم.

اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالمین وَالصَلوة والسلام عَلی جَمیعِ الانبیاءِ والمُرسَلین، سیّما عبده وَ رَسولِه النبی الامین، مولانا احمد و نَبینا ابوالقاسم محمّد؛ و علی آله و اصجابِه و عَلی الائمه الطاهرین، والسَلام عَلینا و عَلی عِبادِالله الصالحین.

بسم الله الرحمن الرحیم. انّا انزلناه فی لیلهِ القدرِ. وَما ادریکَ ما لیلهُ القدرِ. لیلهُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفجرِ.

خوشوقتم که در این شب مقدس از ماه مبارک رمضان با خواهران و برادران مسلمان برای عبادت و بندگی خدا گردهم جمع آمده‌ایم. فرصتی است که بتوانیم یکی از مسایل اسلامی را در حدود گنجایش یک جلسه بررسی کنیم. امیدوارم همیشه محافل مذهبی و دینی و معنوی ما از نظر کمیت و کیفیت رو به رشد باشد. امیدوارم خدا به من و شما و به همه توفیقی بدهد که بتوانیم از فرصتها بهتر و بیشتر، با نیتی خالص، و با طرح و برنامه‌ای مورد رضا و قبول خدا، استفاده کنیم.

در قرآن کریم در این سورۀ معروف که «سورة القدر» نام دارد، تعبیر شب قدر و لیله القدر آمده است. این سوره را ترجمه می‌کنم: ما فرستادیم آن را (یعنی قرآن را) در شب قدر؛ تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان به همراهی روح‌الامین در این شب به فرمان خدا فرو می‌آیند. و امشب شب سلامت فرد و جامعه و جسم و جان و زمین و زمان است تا سپیده دم.

هر چه شما از این سوره و این ترجمه‌ای که عرض کردم می‌فهمید، به همان اندازه قرآن دربارۀ شب قدر سخن گفته است. علاوه بر این ملاحظه می‌کنید در این سوره دربارۀ شب قدر این مشخصات ذکر شده است:

1 شب قدر شبی است که قرآن در او نازل شده: ما قرآن را در شب قدر فرستادیم.
2 شب قدر شبی است که از هزار شب بهتر است.
3 در این شب فرشتگان به همراه روح (در آیاتی دیگر روح‌الامین هم آمده) و به فرمان خدا (به هر فرمان خدا) فرو می‌آیند.
4 شبی است که تا سپیده دم، شب سلام، شب سلم و شب سلامت است.

این آن چیزی است که از سوره قدر دربارۀ شب قدر می‌فهمیم. دربارۀ شب قدر در قرآن کریم مطلب به همین سوره ختم نمی‌شود. در سورۀ دُخان چند آیِۀ دیگر داریم که خواه و ناخواه به شب قدر مربوط می‌شود. در سورۀ دخان چنین آمده: «بسم الله الرحمن الرحیم. حم. وَالکِتابِ المُبینِ. اِنّا اَنزَلناهِ فی لیلهِ مُبارکهٍ اِنّا کُنّا مُنذرینَ. فیها یُفرَقُ کُلُّ اَمرٍ حَکیمٍ. امراً مِن عِندنا انّا کُنّا مُرسِلینَ.» در این آیات کلمۀ قدر نیامده است، ولی این آیات می‌گوید: «ما قرآن را در شب مبارک و پربرکتی فرستادیم؛ شبی که در آن شب هر امر محکمی به صورت قاطع معین می‌شد؛ شبی که در آن شب به فرمان ما حکم قاطع هر مطلبی روشن می‌شد، و در این شب ما می‌فرستادیم فرستادگان (رسول و پیامبر) را.» ملاحظه می‌کنید که این آیات درست با آیاتی که در سورۀ قدر است مربوط به یک موضوع است. البته در اینجا کلمۀ قدر نیست. در سورۀ قدر می‌گفت ما قرآن را در شب قدر فرستادیم، اینجا می‌گوید ما قرآن را در شبی مبارک فرستادیم. این شب مبارک همان شب قدر است. در آنجا می‌گفت در این شب فرشتگان به همراه روح‌‎الامین با هر فمان و از روی هر فرمان می‌آمدند، و در اینجا می‌گوید در این شب هر امری به صورت محکم مشخص می‌شود و به صورت قاطع معین می‌گردد. در سورۀ نحل آیه‌ای هست که مخصوص شب قدر نیست، ولی مربوط به مطلب کلی شب قدر است: «یُنَزِّلُ المَلائکهَ بِالرُّوح من امره عَلی مَن یَشاءُ من عِبادِهِ اَن انذروا انَّهُ لا الهَ الاّ اَنا فاتّقونِ.» «خدا کسی است که فرشتگان را به همراه روح‌الامین می‌فرستد، بر هر یک از بندگانش که بخواهد؛ و به آنها مأموریت می‌دهد که بروید پیام یکتاپرستی را به مردم برسانید و به آنها اعلام کنید که جز خدای آفریدگار جهان خدایی نیست، پس جانب خدای یکتا را نگه دارید.» در اینجا هم صحبت از فرستادن فرشتگان به همراه روح‌الامین و فرستادن رسولان و پیامبران به سوی مردم است. این کلیِ مطلب شب قدر است. این است آنچه در قرآن کریم دربارۀ موضوع و مطلب شب قدر آمده است. حالا ما از این چه می‌فهمیم؟ آیا از این آیات قرآن اینطور فهمیده می‌شود که شب قدر شبی است که مقدرات اشخاص و مردم معین می‌شود؟

شب قدر است یعنی شب تقدیر است؟ آن هم تقدیرات مردم و سرنوشت مردم؟ آن هم برای چه مدتی: یک سال، کمتر، بیشتر؟ این یک احتمال در معنی کلمه قدر. احتمال دیگر در معنی کلمه قدر این است که شب قدر است یعنی حسابها روشن می‌شود، اما نه سرنوشت افراد و مردم؛ بلکه حکم قاطع هر مطلبی روشن می‌شود. چون در شب قدر قرآن کریم نازل شد و پیغمبر اسلام به پیغمبری مبعوث شد و خدا احکام حلال و حرام و بد و خوب را در قرآن کریم به صورتی قاطع و ابدی فرستاد و فرشتگان به همراه روح‌الامین حامل پیام الهی بعثت و حامل کتاب الهی قرآن برای پیغمبر بودند. بنابراین شب قدر است یعنی شبی است که اندازه و قدر هر مطلبی به صورتی قاطع روشن شده است. در این معنا دیگر بحثی از سرنوشت اشخاص، چه یک شب و چه یک سال و چه یک عمر، در میان نیست. معنی سوم اینکه اصلاً کلمه قدر به معنای ارزش و منزلت باشد، نه به معنای ارزیابی. یعنی ما قرآن را فرستادیم در شبی ارزنده؛ شبی که باید قدردانی شود؛ شبی که از هزار ماه بهتر است. دلیل بهتر بودن این شب از هزار ماه و دلیل قدر و منزلتش نیز این است که شب بعثت پیغمبر اکرم است.

از قرآن کریم و آیات قرآن کریم نمی‌توانیم بفهمیم که آیا حتماً معنی اول مراد است یا دو معنی دیگر. ولی آنچه مسلم است این است که از آیات قرآن کریم این مقدار استفاده می‌شود که شب قدر شب بعثت پیغمبر و شب فرستادن قرآن کریم و شب مبارکی است. شب پربرکتی است. شبی است که تا سپیده دم و تا صبح‌گاهف شب سلام برای بشریت و انسانیت است. شبی است که فرشتگان به همراهی روح‌الامین بر پیغمبر آمده‌اند و هر مطلبی که باید و شاید بر پیغمبر خوانده‌اند. اینها از قرآن به طور مسلم استفاده می‌شود؛ اما دربارۀ بیش از این، به حساب قرآن نه می‌توانیم بگوییم بله، و نه می‌توانیم بگوییم نه. این شب قدر از نظر قرآن کریم، اما از نظر روایات.

از نظر روایات، شیعه و سنی، عامه و خاصه در مورد شب قدر احادیث و روایاتی از پیغمبر اکرم دارند. علمای شیعه، مخصوصاً در کتابهای ادعیه و همچنین در کتابهای حدیث دربارۀ شب قدر روایات بسیاری نقل کرده‌اند. ماحصل روایات و مطالبی که علمای شیعه دارند این است که در این شب مستحب و بجاست که هر مسلمانی بیشتر وقتش را به دعا و توجّه به خدا بگذراند، و اگر بتواند شب را احیاء کند. احیاء کلمۀ عربی است که فارسی دقیق آن کلمه، شب زنده‌داری است. احیاء یعنی شب زنده‌داری. خوب است هر مسلمانی در این شبها شب زنده‌داری کند، اما شب زنده‌داری به دعا، توجّه به خدا، محاسبه نفس، پاک کردن دل و پاک کردن روح از آلودگیها و ناپاکیها. آماده کردن روح برای بهتر عمل کردن به وظایفی که خدا برای ما مقرر کرده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:17  توسط javad  | 
   فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی شیعیان تسلیت

                          می گویم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 10:38  توسط javad  | 

منزلت روزه در اديان ديگر

يا ايها الذين آمنوا کتب عليکم الصيام کما کتب علي الذين من قبلکم لعلکم تتقون. (بقره/180)

  روش‌ها و آيين‌هاي خاصي که اديان گوناگون براي ارتقاي روحي و رواني پيروان خود واجب دانسته‌اند تا حدي متفاوت است، اما دراين بين آيين روزه در بيشتر اديان و در سرزمين‌هاي مختلف در طي قرون متمادي مشترک بوده  است که به شکل‌هاي متفاوت صورت مي‌گيرد‌. به جز اسلام در اديان الهي مانند يهود و مسيح و حتي در اديان  غير الهي مانند بوديسم و هندويسم و غيره  روزه و رياضت‌هاي جسمي و روحي براي ارتقاي روح و جسم از ضروريات محسوب مي‌شود‌.

روزه در آيين زرتشت

در آيين زرتشت، زرتشتيان بايد در سه بخش معنوي شنوايي، انديشه و احساس هميشه روزه باشند؛ به آن معنا كه از طريق اين سه حس از نيكي دور نشوند و انديشه و احساس و شنوايي‌شان هميشه سرشار از نيكي باشد. با اين‌حال زرتشتيان براي افراط نكردن در خوردن گوشت حيوانات روزهاي دوم، دوازدهم، چهاردهم و بيست و يكم هر ماه از خوردن گوشت پرهيز مي‌كنند. همچنين زرتشتيان پس از مرگ يكي از نزديكان، به مدت سه شب از پختن يا خوردن گوشت پرهيز مي‌كنند.

روزه در آيين يهوديت

يهودي‌ها در يوم کيپور (yom kippur) روزه مي‌گيرند. يوم کيپور در ماه سپتامبر يا اکتبر است که تعطيلي مذهبي يهوديان مي‌باشد  و مردم در آن روز روزه مي‌گيرند و در کنيسه، دعاي صبر مي‌خوانند. آن روز را، روز کفاره هم مي‌گويند.

يهوديان شش روز ديگر را نيز روزه مي‌گيرند که tisha bav (نهم آوريل، روزي که معبد يهوديان در آن روزتخريب شد) از آن جمله است.

در «يوم کيپور» و  tisha bav  خوردن و آشاميدن از زمان غروب آفتاب تا غروب بعدي به مدت 24 ساعت ممنوع است، در حالي که در ساير ايام روزه‌شان‌، اين محدوديت از طلوع تا غروب آفتاب است.

هدف از روزه در دين يهوديت، استغفار از گناهان يا درخواست حاجت خاصي از خداست.

روزه در آيين مسيحيت

روزه مسيحيان  در زمان و تحت قوانين مذهبي خاصي صورت نمي‌گيرد. آنها  آزاد هستند که در هر زمان، با هدايت روح خدا، به‌طور انفرادي يا دستجمعي، براي يک روز يا روزهاي متعدد‌ و يا حتي براي چند ساعت، روزه بگيرند. ضمناً در روزه مسيحي مي‌توان از يک يا چند وعده غذا صرف ‌نظر کرد و يا حتي از خوردن بعضي مواد غذايي خودداري نمود.

 هدف اصلي روزه  در دين مسيح اين است که با فروتني به خدا تقرب جويد و اوقاتي را در دعا و مناجات به سر ببرد .

روزه در دين  مسيح، به‌منظور صواب و رياضت و يا به‌دست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمي‌شود، زيرا با ريخته شدن خون مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان، نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا، مهيا گرديده است. دلايل روحاني روزه مسيحيان را اين گونه بر شمرده‌اند.  روزه کمک مي‌کند که:

١- دل ما در حضور خدا نرم و فروتن باشد.

٢- به صدا و هدايت و حضور خدا حساس باشيم.

٣- نفس سرکش ما ضعيف و سرکوب باشد.

٤- پرستش و دعاي مسيحي ما قوي‌تر و مؤثرتر باشد.

مسيحيت فرقه‌هاي زيادي دارد كه شايد به دليل عدم تفاهم بر روي اصول ديني، فرهنگ متفاوت مسيحيان و سليقه‌هاي شخصي و گاهي تفاوت اعتقادي بين اين فرقه‌ها آنقدر زياد است كه هر كدام دين متفاوتي به نظر آيند و روزه در هر فرقه به شکلي متفاوت صورت مي‌گيرد.

كاتوليك‌ها در روزهاي چهارشنبه خاكستر «ash wednesday» (اولين روز ايام روزه مسيحيان) و جمعه‌هاي ايام روزه «lent» و جمعه پاك «good friday» روزه مي‌گيرند و از خوردن گوشت خودداري مي‌كنند. كاتوليك‌ها قرن‌هاي متمادي از خوردن اين ماده غذايي در تمام جمعه‌ها منع شده بودند، اما از اواسط دهه 1960 خودداري از مصرف گوشت در جمعه‌هاي خارج از ايام روزه، به نظر محلي و شخصي افراد واگذار شد.

در روز چهارشنبه خاكستر و جمعه پاك، خوردن دو وعده غذايي كوچك و يك وعده غذايي عادي جايز است، اما خوردن گوشت ممنوع است. در ساير جمعه‌هاي ايام روزه نيز مصرف هر نوع گوشتي حرام است. براي روزه‌هاي اختياري در روزهاي جمعه، برخي افراد به جاي خودداري از غذا خوردن، رياضت ديگري را براي تقرب در نظر مي‌گيرند يا نماز مخصوصي را مي‌خوانند.

هدف از اين روزه كنترل هواهاي نفساني و رياضت كشيدن براي بخشايش گناهان و همدردي با فقراست.

در فرقه ارتودکس‌، دوره‌هاي متعددي براي روزه وجود دارد كه شامل ايام روزه «lent»، روزه‌هاي رسولان «apostels»، روزه آسودن يا دورماسيون «dormition»، روزه تولد مسيح «nativity» و روزه‌هاي ديگر است. هر چهارشنبه و جمعه، روزهاي روزه به شمار مي‌آيند به غير از آنهايي كه در هفته‌هاي خالي از روزه واقع مي‌شوند.

در روزه اين آيين به طور كلي مصرف گوشت، لبنيات و تخم مرغ ممنوع است. ماهي در برخي روزهاي روزه ممنوع است و در بعضي روزها مجاز.

ارتدوكس‌ها به اين دليل روزه مي‌گيرند كه معتقدند پرهيز از شكم‌پروري، رحمت خدا را براي آنها به ارمغان مي‌آورد.

روزه در آيين پروتستان‌، قانون جامعي ندارد، بلكه به انتخاب و صلاحديد افراد، كليساها، مؤسسات يا انجمن‌هاست.

برخي از افراد كلاً از مصرف غذا و نوشيدني امتناع مي‌كنند؛ بعضي ديگر فقط آب يا آب ميوه مي‌نوشند؛ يا اينكه فقط غذاهاي مشخصي را مي‌خورند و از غذاهاي خاصي امتناع مي‌كنند و با هر وسوسه‌اي مقابله مي‌كنند.

هدف از روزه در اين آيين، تقويت روح يا به كرسي نشاندن يك سخن حق در جامعه مدني يا سياسي است.

در فرقه مورمن اولين يكشنبه هر ماه، زمان روزه است. افراد و خانواده‌ها در صورت تمايل ممكن است روزهاي ديگري نيز روزه بگيرند. خودداري از خوردن و آشاميدن براي دو وعده متوالي و نيز بخشيدن غذا يا پول به نيازمندان روزه‌داري اين فرقه است. بعد از روزه اعضاي كليسا در جلسه روزه و شهادت دادن شركت مي‌كنند.

هندوييسم   hinduism

هندوييسم يکي از قديمي‌ترين دين‌ها‌ي غير الهي است که 2500 تا 4000 سال پيش از ميلاد‌، از تمدني در هند برخاسته است‌.

 هندوييسم دين خدايان است که اساس آن اعتقاد بر يگانگي هر چيز است. اين کليت، برهمن ناميده مي‌شود. هندوها معتقدند هدف از زندگي اين است که ما درک کنيم بخشي از خدا هستيم که مي‌توانيم اين سطح حيات را ترک کرده و به خدا بازگرديم.

اين آگاهي حقيقي فقط با ورود به چرخه  تولد‌، مرگ و زندگي که سمسره «samsara» خوانده مي شود امکان‌پذير است. موفقيت هرکس در اين راه با مقدار اعمال خوب و بدش «karma» ارزيابي مي‌شود و تعيين کننده تناسخ بعدي اوست. خدمت به ديگران و قرباني کردن، موجب ارتقاي درجه و تولد دوباره فرد در درجه  بالاتر مي‌شود و انجام اعمال بد، او را به سطح پايين‌تر يا حتي به سطح يک حيوان تنزل مي‌دهد.

روزه در آيين هندو                                                              

هندوها معمولاً در روزهاي ماه جديد و جشن هايي مانند shivratri، durga puja و puja روزه مي گيرند. زنان شمال هند در روز karva chauth هم روزه مي‌گيرند.

نحوه روزه بستگي به خود فرد دارد. ممکن است روزه، امتناع از خوردن و آشاميدن هر نوع غذا يا نوشيدني براي مدت 24ساعت باشد، اما بيشتر شامل نخوردن غذاهاي جامد  است و نوشيدن مقداري آب يا شير  مجاز است.

هدف از اين روزه، افزايش تمرکز در مديتيشن ( يا عبادت براي تطهير) درون است و گاهي به عنوان دادن يک قرباني در  نظر گرفته مي‌شود.

بوديسم                                

دين بودا برخاسته از آموزش هاي سيدارتا گوتاما است كه 535 سال پيش از ميلاد به ظهور  رسيد و بودا نام گرفت .                          

بودايي‌ها به اصل تناسخ روح و چرخه حيات معتقدند، بدين صورت که هر کس روند تولد‌، زندگي و مرگ را مي‌پيمايد. پس از اين چرخه، اگر فرد وابستگي خود به جسم و علايق را رها کند مي‌تواند نيروانا ( nirvana ) را کسب کند.

روزه در آئين بودا

همه فرقه‌هاي اصلي بوديسم دوره‌هايي براي روزه دارند که معمولاً روزهاي چهاردهم ماه و ديگر روزهاي مقدس است. در آيين بودا، روزه به معناي خودداري از خوردن غذاهاي جامد است، ولي استفاده از برخي مايعات مانعي ندارد. روزه بودائيان روشي براي پاک‌سازي است.

راهبان بودايي تراوادين (theravadin) و تندايي (tendai) براي آزادسازي ذهن روزه مي‌گيرند‌. بعضي از راهبان بودايي کشور تبت، براي کمک به رسيدن اهداف يوگا ، نظير انرژي دروني‌، روزه مي‌گيرند.

لاماييسم

لاماييست‌ها در هر ماه روزهاي 14 و 15 و 29 و 30 تنها از غذاي آردي و چاي تناول مي‌كنند ولي پارسايان اين مذهب در طول اين چهار روز تا غروب آفتاب هيچ  نمي‌خورند

صابئين

صابئين يا مندائيان (پيروان حضرت يحيي) در روزهاي ويژه‌اي از سال كه آنها را مبطل مي‌نامند از خوردن گوشت، ماهي، تخم مرغ خودداري مي‌كنند. از جمله اين روزها 26 و 27 و 28 و 29 و 30 ماه سمبلتا، روزهاي ششم و هفتم ماه دولا و روز دوم ماه هطيا است.

آنها روزه واقعي را روزه‌دار بودن اعضا و جوارح آدمي مي‌دانند كه در كتاب كنزاربا يا صحف آدم مقدس‌ترين كتاب مندائي‌ها آمده است: «اي مومنان، براي‌تان گفتم كه روزه بزرگ فقط نهي از خوردن و آشاميدن نيست بلكه ديدگان‌تان را از نگاه‌هاي هيز و شيطاني و گوش‌هاي‌تان را از شنيدن حرف‌هايي كه مردم در خانه خود مي‌زنند برحذر داريد و زبان‌هاي‌تان را به گفتارهاي دروغ و ناپسند نيالاييد و ....

 

منابع:

samsara : عالم روحاني‌، جهاني که تولد تازه در آن رخ مي دهد.

 انجيل متي، فصل ششم، آيات شانزده تا هجده.

tebyan.net

downyahood.blogfa.com

radiomojdeh.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:0  توسط javad  | 

سوال :
چرا براي سلامتي امام زمان دعا مي كنيم ؟مگر امام زمان اعوذ بالله ممكن است اسيب ببينند؟فلسفه اين کار چيست؟

پاسخ :
با سلام. بنا بر آنچه در اخبار و روايات آمده است، امام زمان(عج) به سان مردم ديگر در ميان آنان زندگى مى‏كنند. و همان طورى كه پيامبران الهى و ديگر ائمه(ع) به بيمارى و يا مشكلات ديگر دچار مى‏شدند، امام زمان(عج) نيز ممكن است به همين صورت باشند. بنابراين اولا : دعا براى سلامتى آن حضرت و يا صلوات براي سلامتي ايشان بى‏مورد نيست. ثانيا : صلوات و دعا موجب برقراري پيوند عاطفي ميان ما و حضرت شده که اثر بزرگي در افکار و نيات و کردار ما دارد و در نتيجه اثرش به خود ما باز مي گردد. موفق باشيد


سوال :
امام زمان (عج) در زمان غيبت کبري کجاست؟
آيا در بين مردم رفت و آمد مي کند؟

پاسخ :
امام در بين مردم حضور دارند و از نزديک شاهد و ناظرند. غيبت به معناي اين است که کسي ايشان را نميشناسد به معناي عدم حضور نيست. مسكن آن جناب تعيين نشده و به طور ناشناس در بين مردم زندگي مي كنند ،همانطور كه هر ساله در موسم حج حاضر مي شوند و مردم را مي شناسند ولي مردم ايشان را نمي شناسند . به طور كلي صحبت از ازدواج آن حضرت و مسكن او امري شخصي است و اثري در سعادت ما ندارد و وظيفه ما جلب رضايت آن حضرت است. خداوند به خاطر مصلحتي كه عامل غيبت ايشان است خواسته كه اين امور مخفي بماند .

سوال :
آيا امام زمان (عج ) داراي همسر است ؟

پاسخ :
با سلام. در بعضي اخبار و روايات اشاراتي به ذريه و فرزندان امام زمان شده است اما دليل معتبري نداريم كه ازدواج و فرزند داشتن ايشان را اثبات يا نفي كند . ممكن است همسرو فرزند آن حضرت به طور ناشناس در بين مردم باشند و حتي خود نيز از نسب خود اطلاع نداشته باشند و ممكن است كه حضرت به خاطر امر غيبت كه مصلحت بزرگي دارد ، ازدواج نكرده باشند و ممكن است ازدواج كرده باشند و اولاد نداشته باشند . به طور كلي صحبت از ازدواج آن حضرت و مسكن او امري شخصي است و اثري در سعادت ما ندارد و وظيفه ما جلب رضايت آن حضرت است. خداوند به خاطر مصلحتي كه عامل غيبت ايشان است خواسته كه اين امور مخفي بماند .


سوال :
وقتي امام زمان (عج) به دنيا آمد بر روي بازوي راستش چه نوشته بود ؟

پاسخ :
باسلام. محدث قمي در منتهي الامال در روايتي از حکيمه خاتون دختر امام جواد و عمه ي امام عسکري نقل ميکند : هنگامي که امام زمان به دنيا آمدند بر ذراع (ساعد) دست راست حضرت نوشته بود جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

فرج وسلامتی اقا امام زمان صلوات بلند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 18:41  توسط javad  | 
اللهم صل علی محمد وآل محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 18:11  توسط javad  | 
در اسلام شیعه، مَهدَویّت برگرفته از اعتقاد به ظهور منجی - حجت بن حسن (مهدی) - در آخر الزمان است.

شیعیان معتقدند بنا به وعده الهی فردی به نام محمد و لقب مهدی از اولاد پیامبر اسلام و نهمین فرزند از نسل حسین بن علی ظهور می‌کند و زمین را سراسر عدل و داد می‌کند. بنا به این اعتقاد، مهدی در سال ۲۵۶ هجری قمری به دنیا آمده و بعد از دوره‌ای به نام غیبت صغری، غیبت کامل - غیبت کبری - شروع شد که تا به امروز ادامه داشته‌است. در این دوران کسی وی را به اختیار خود نمی‌تواند ببیند و بشناسد.

شیعه معتقد است، مهدی امام دوازدهم و منجی وعده داده شده الهی است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 9:44  توسط javad  | 
امام علی (ع):بهترین پشتیبانی مشورت است

عاجز ترین افراد کسانی هستند که از به دست اوردن دوستان فرو مانند عاجز تر از آن کسی است که دوستان خود را از دست بدهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:20  توسط javad  | 


مردي نزد امام حسين (ع ) آمد و گفت : "من مردي  گناهکارم و از معصيت پرهيز نمي کنم ،


مرا پند و اندرز بده ". امام حسين (ع ) فرمودند: "پنج کار انجام بده و هر چه


مي خواهي گناه کن .
اول : روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه کن .
دوم : از ولايت
و حکومت خدا خارج شو و هر چه مي خواهي  گناه کن .
سوم : جايي را پيدا کن که خدا تو
را نبيند و هر چه مي خواهي گناه کن .
چهارم : وقتي عزرائيل براي گرفتن جان تو مي آيد،
او را از خود دور کن و هر چه ميخواهي گناه کن
پنجم : وقتي مأمور و مالک جهنم مي خواهد تو را در آتش بيندازد، در آتش نرو و هر چه ميخواهي گناه کن .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:6  توسط javad  | 
بسم الله الرحمن الرحيم

چراحضرت مهدي (عليه اسلام) را مهدي مي نامند: علت اين است كه حضرت هدايت شده به تمام امور اشكار و پنهان مي باشد. از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمودند :«و انما سمي المهدي،لانه يهدي الي امر خفي ويستخرج التوراه والانجيل من ارض يقال  لها انطاكيه»يعني به اين جهت نام مبارك قائم (عليه السلام) مهدي ناميده شد كه او از جانب خدا به هر كار نهان و سري هدايت مي شود و تورات و انجيل را از نقطه اي از زمين كه انطا كيه (قسمتي از شام مي باشد )نام دارد خارج مي سازد


(ملاحم ابن طاوس ص 67)

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:59  توسط javad  | 
عید غدیر بر تمام شیعیان جهان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:28  توسط javad  | 

شنبه :     یا رب العالمین

یکشنبه :   یا ذالجلال والاکرام

دوشنبه :   یا قاضی الحاجات

سه شنبه :  یا الرحم الراحمین

چهارشنبه:  یا حی یاقیوم

پنج شنبه:  یالااله الاالله الملک الحق المبین

 جمعه:     صلوات برمحمد وال محمد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:47  توسط javad  | 
پيامبر خدا(ص)
 
 هر كه پنج نماز را با جماعت بخواند، به او گمان نيك بريد.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:46  توسط javad  | 
دیگر چگونه به انتظارت بنشینم

هر جمعه بر سر راهت مینشین که نکند زمانی بیای و من نباشم.

نمیدانم شاید اصلا به خاطر بودن من نمیای...

پس اگر این چنین است آرزو میکنم هر چه زودتر بمیرم تا شاید منتظران دیگرت بتوانند تورا ببینند.

انتظار...

انتظار...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:56  توسط javad  | 
     عذابهای جهنم                 دانلود قرآن مجيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:10  توسط javad  | 
تنها راه عروج؛ اینست و جز این نیست

بدان ای عزیز که چنانچه از برای این بدن صحت و مَرَضی است و علاج و معالجی،برای نفس انسانی و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است.صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت ؛ و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است.و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است، زیرا که غایت این امراض منتهی می نماید انسان را به حلول موت، و همین که مرگ آمد و توجه نفس از بدن سلب شد، تمام امراض جسمانیه و خللهای مادیه از او مرتفع شود و هیچیک از آلام و اسقام بای او باقی نماند.و لیکن اگر خدای نخواسته دارای امراض روحیه و اسقام نفسیه باشد، اولِ سلبِ توجهِ نفس از بدن و حصول توجه به ملکوت خویش، اولِ پیدایش امراض و اسقام آن است.مَثَل توجه به دنیا و تعلق به آن، مَثَل مخدراتی است که انسان را از خود بیخود نموده؛و سلب علاقه ی روح از دنیای بدن باعث به خود آمدن آن است.و همین که به خود آمد، آلام و اسقام و امراضی که در باطن داشت همه به او هجوم کند و تمام آنها که تا آن وقت مخفی بوده و مثل آتشی بوده که زیر خاکستر پنهان بوده هویدا گردد.و آن امراض و آلام یا از او زایل نشود و ملازم او باشد؛ یا اگر زایل شدنی باشد، پس از هزاران سال در تحت فشارها و زحمتها و آتشها و داغها مرتفع شود : آخِرُ الدَّواءِ الکَیُّّ1 .قال تعالی : یوم یُحمی علیها فی نار جهنم فتُکوی بها جباهُهُم و جنوبُهُم و ظهورُهُم 2 .

و منزله ی انبیا ، علیهم السلام، منزله اطبا مشفق است که با کمال شفقت و علاقه مندی به صحت مرضی، نسخه های گوناگون به مناسبت حال آنها برای آنها آوردند و آنها را هدایت فرمودند به طرق هدایت:« ما طبیبانیم شاگردان حق»3 .و منزله اعمال روحیه و قلبیه و اعمال ظاهریه و بدنیه به منزله  دوای امراض است؛چنانچه منزله تقوا در هر مرتبه از مراتبِ آن منزله ی پرهیز از چیزهای مضر است برای مرض؛ تا پرهیز در کار نباشد ممکن نیست که مَرَضی مبدل به سلامت شود و نسخه طبیب موثر افتد.

در امراض جسمانیه گاهی ممکن است که با ناپرهیزیِ جزئی باز دوا و طبیعت،غالب آید و صحت عود کند،زیرا که طبیعت خود حافظ صحت است و دوا مُعین آن؛ و لیکن در امراض روحیه امر خیلی دقیق است، زیرا که طبیعت بر نفس از اول امر چیره شده و وجهه نفس رو به فساد و منکوس است: إنَّ النَّفسَ لأمّارهٌ بالسّوءِ4 .از این جهت به مجرد فی الجمله ناپرهیزی امراض بر او غلبه کند و رخنه ها از اطراف بر او باز کند تا صحت را بکلی از بین ببرد.

پس، انسانِ مایل به صحت نفس و شفیق به حال خود و علاقه مند به صحت،پس از تنبه به اینکه راه چاره از خلاصی از عذاب الیم منحصر است به عمل کردن به دستور انبیا و دستورات آنها منحصر است به دو چیز :  یکی اتیان به مصلحات و مستصحات نفسانیه و دیگر پرهیز از مضرات و مولمات آن، و معلوم است که ضرر محرمات در مفسدات نفسانیه از همه چیز بیشتر است و از این سبب محرم5 شده اند، و واجبات در مصلحات از هر چیز مهمتر است و ار این جهت واجب شده اند، و افضل از هر چیز و مقدم بر هر مقصد و مقدمه پیشرفت و راه منحصر مقامات و مدارج انسانیه این دو مرحله است که اگر کسی مواظبت به آنها کند از اهل سعادت و نجات است، و مهمترین این دو تقوای از محرمات است- و اهل سلوک نیز این مقام را مقدم شمارند بر مقام اول،و از مراجعه به اخبار و آثار و خطب نهج البلاغه واضح شود که حضرات معصومین نیز به این مرحله بیشتر اهمیت داده اند- پس،ای عزیز این مرحله اول را خیلی مهم شمار و مواظبت و مراقبت در امر آن نما که اگر قدم اول را درست برداشتی و این پایه را محکم کردی،امید وصول به مقامات دیگر است، و الا رسیدن به مقامات،ممتنع و نجات بس مشکل و صعب می شود.

جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما می فرمودند که مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر، از آیه شریفه «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ولتنظر ما قدمت لغد6.تا آخر سوره مبارکه با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها خصوصا در اواخر شب که قلب فارغ البال است، خیلی موثر است در اصلاح نفس.و نیز برای جلوگیری از شر نفس و شیطان دوام بر وضو را سفارش می فرمودند و می گفتند وضو به منزله لباس جندی است.و در هر حال از قادر ذوالجلال و خداوند متعال جلّ جلاله با تضرع و زاری و التماس بخواه که تو را توفیق دهد در این مرحله، و از تو یاری فرماید در حصول ملکه تقوا.

و بدان که اوایل امر قدری مطلب سخت و مشکل می نماید،ولی پس از چندی مواظبت، زحمت به راحت مبدل می شود و مشقت به استراحت؛ بلکه به یک لذت روحانی خاصی بدل می شود که اهلش آن لذت را با جمیع لذات مقابل نکنند.و ممکن است ان شاء الله پس از مواظبت شدید و تقوای کامل از این مقام به مقام تقوای خواص ترقی کنی که آن تقوای از مستلذات نفسانیه است.زیرا که لذت روحانی را که چشیدی،از لذات جسمانیه کم کم منصرف شوی و از آنها پرهیز کنی؛ پس راه بر تو سهل و آسان شود، و بالاخره لذات فانیه نفسانیه را چیزی نشماری ، بلکه از آنها متنفر شوی و زخارف دنیا در چشمت زشت و ناهنجار آید؛ و وجدان کنی و بیابی که از هر یک از لذات این عالم در نفس اثری و در قلب لکه سودایی حاصل شود که باعث شدت انس و علاقه به این عالم شود، و این خود اسباب اخلاد در ارض گردد و در حین سکرات موت به ذلت و سختی و زحمت و فشار مبدل گردد، چه که عمده سختی سکرات موت و نزع روح و شدت آن در اثر همین لذات و علاقه به دنیاست؛ چنانچه پیش از این اشاره شد. و چون انسان وجدان این معنی کرد، لذات این عالم از نظرش به کلی بیفتد و از تمام دنیا و زخارف آن متنفر گردد و گریزان شود.و این خود ترقی از مقام دوم است به مقام سوم تقوی.

پس راه سلوک الی الله سهل و آسان شود و طریق انسانیت برای او روشن و وسیع گردد و قدم او کم کم قدم حق شود و ریاضت او ریاضت حق گردد، و از نفس و آثار و اطوار آن گریزان شود و در خود عشق به حق مشاهده کند و به وعده های بهشت و حور و قصور قانع نشود، و مطلوب دیگری و منظور دیگری طلب کند و از خودبینی و خودخواهی متنفر گردد.پس، تقوا از محبت نفس نماید و متقی از توجه به خود و خودخواهی شود. و این مقامی است بس شامخ و رفیع و اول مرتبه حصول روایح ولایت است.و حق تعالی او را در کنف لطف خود جای دهد و از او دستگیری فرماید و مورد الطاف خاصه حق شود.و آنچه پس از این برای سالک رخ دهد از حوصله تحریر خارج است. والحمد لله اولاً و آخِراً و ظاهراً و باطناً،والصلاه علی محمدِ و آله الطاهرین.

 

1-آخرین درمان،داغ نهادن و سوزاندن است. – نهج البلاغه خطبه 168

2-روزی که در آتش دوزخ سوزانده شوند و پیشانی و پهلو و پشت آنها را به آن داغ کنند.- سوره توبه آیه 35

3-ما طبیبانیم شاگردان حق،بحر قلزم دید ما را فانفلق. – مثنوی ، دفتر سوم ، بیت 2742

4-همانا نفس بسیار امر به زشتی کند.- سوره یوسف آیه 53

5- یعنی حرام شده اند.

6-ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی داشته باشید و هر کس باید بنگرد برای فردا چه پیش فرستاده است.- سوره حشر آیه 18

 

 

متن بالا از کتاب شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) نوشته حضرت روح الله الموسوی الخمینی ، چاپ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صفحات 207 تا 209 گرفته شده است.

منبع : سازندگی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 12:24  توسط javad  | 
 «ماجراى پرفرازونشيب تعامل و تقابل مدرنيته با سنت، در جامعه ما چندان مبارك نبوده و روند تقابلى سنتى ها با مدرنيته، بيشتر از روند تعاملى آن بوده است، نتيجه اين تقابل به ايجاد رابطه خلاق و مرتبط با مدرنيته منجر نشده، چرا كه رابطه خلاق و مرتبط با حوزه هاى توليد انديشه ايجاد مى شود.» بر همين اساس «تقى رحمانى» كتاب جديد خود را با عنوان «روشنفكران مذهبى و عقل مدرن» به رشته تحرير درآورده تا بر ضرورت شناخت مدرنيته و تاثير آن بر جريان روشنفكران با گرايشات گوناگون پاسخ گويد. «روشنفكران مذهبى و عقل مدرن» از پنج فصل تشكيل شده كه در فصل اول آن به بررسى شناخت مدرنيته و عصر روشنگرى به عنوان يك پارادايم پرداخته شده است. بررسى گرايش روشنفكران مذهبى و دينى با عقل مدرن و علوم فصل دوم كتاب را تشكيل مى دهد. لذا در اين فصل تلاش شده است تا متدولوژى و بينش روشنفكران مذهبى و دينى در سه گرايش ۱-تطبيقى، ۲- تأويلى ۳- تطبيقى - تأويلى دسته بندى شود. فصل سوم كتاب نيز به بررسى دو جريان مذهبى كه از آن به نام نوانديشان مذهبى و نوگرايان دينى يا روشنفكران مذهبى و روشنفكران دينى نام برده شده در قالب نقد ديدگاه شريعتى به عنوان نوانديش مذهبى و دكتر سروش به عنوان روشنفكر دينى پرداخته شده است. فصل چهارم و پنجم در پى بررسى و نقد ديدگاه هاى سيدجواد طباطبايى در مورد آرا و ديدگاه هاى شريعتى است كه تلاش شده كه ديدگاه هاى شريعتى در مورد پروتستانتيسم اسلامى مورد نقد و نقادى قرار گيرد. كتاب «روشنفكران مذهبى و عقل مدرن» در رديف سلسله مطالبى است كه جريان روشنفكران در ايران را با نگاهى انتقادى به انديشه و جريان روشنفكرى مورد بررسى قرار مى دهد. «روشنفكران مذهبى و عقل مدرن» توسط انتشارات قلم با تيراژ ۱۵۰۰ جلد و به قيمت ۳۲۰۰ تومان روانه بازار نشر شده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 17:59  توسط javad  | 


جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صلوات

طبق استناد به گفته های اهل تسنن که از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم نقل کرده اند که به امام حسين عليه السّلام فرمود: «... اَنْتَ اَبُو ائِمَّةِ تِسْعَةٍ، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ».
ایشان به این امر معتقدند و این نقل قول را مورد قبول دارند...


 عده اي از آنان پس از نقل ولادت آن حضرت مي گويند: او همان مهدي منتظر از نظر اماميه است و يا مي گويند: او امام دوازدهم از نظر شيعه است.

********************************

سخنان  بزرگان اهل تسنن از کتب معروفشان راجع به حضرت مهدی (عج) :


منابع :
* ناگفته نماند که: نام امام زمان عليه السّلام که «م ح م د» است، صدوق و ديگر علما فرموده اند در زمان غيبت، ذکر نام صريحش حرام است، مرحوم شيخ بهائي و مرحوم سيد محسن امين آن را جايز دانسته اند ولي ما ناچاريم در نقل کتب اهل سنّت گفته آنها را بياوريم.

[2] تاريخ کامل، ج 5، ص 373.

 عزّالدين ابن اثير(متوفاي 630) درحوادث سال 260 هجري مي نويسد:

«وَفِيها تُوُفِّيَ اَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَويُّ الْعَسْکَرِيُّ وَهُوَ اَحَدُ اْلاَئِمَّةِ اْلاِثْنَيْ عَشَرَ عَلَي مَذْهَبِ اْلاِمامِيَّةِ وَ هُوَ والِدُ
*( مُحَمَّدٍ ) الَّذِي يَعْتَقِدُونَهُ الْمُنْتَظَرَ بِسِرْدابِ سامِرّاءَ وَکانَ مَوْلِدُهُ سَنَةَ اِثْنتَيْنِ وَثَلاثِينَ وَمِأَتَيْنِ».
(۱).

يعني:

«از جمله حوادث سال 260 آن بود که در آن ابومحمَّد عسکري (امام حسن عسکري عليه السّلام) وفات يافت و او يکي از امامان دوازده گانه به عقيده شيعه است که ولادتش ‍ در سال 232 بود و او پدر محمَّد است که شيعه او را «منتظر» نامند
».

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 13:24  توسط javad  | 

توصیه حضرت به دوری از هوای نفس

 
حاج غلام عباس حیدری دستجردی از علاقمندان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه جریان تشرفش را اینگونه نقل می کند:
« تابستان یکی از سالهای 47 یا 48 شمسی بود؛ به دهی که زادگاهم می باشد (دستجرد) رفته بودم و پیوسته می خواستم که جمال امام زمان علیه السلام را زیارت کنم و برای زیارت آقا، برنامه ای شامل دعا و نماز، اجرا نموده و در آن حال در عشقش گریه می کردم.
شبی از شبها که کسالتی هم عارضم شده بود و بنا بود ساعت 12 شب طبق دستور پزشک دارو بخورم، ساعت9/5 خوابیدم و نیّت کردم که ساعت 12 بیدار شوم و بیدار هم شدم. چراغ فانوسی که فتیله اش را پایین کشیده بودم تا در موقع حاجت از آن استفاده شود، خاموش بود.
به محض اینکه رفتم تا آن را روشن کرده و دوا را بخورم، دیدم سید جلیل القدر و با وقاری که وجودش خانه را روشن کرد، وارد اطاق شدند.
به مجرد دیدن آن جمال دل آرا، مشغول فرستادن صلوات شدم، سید آمدند تا نزدیک من و من بلندتر صلوات می فرستادم. قیافه آقا بنحوی نورانی بود که من طاقت مشاهده و ایستادن روی پاهای خود را نداشتم. زبانم یارای تکلم نداشت؛ در این حال آقا رو به من کرد و فرمود:

« هنوز اسیر نفست می باشی؟ »


من مانند کسی که برق او را گرفته باشد، مثل یخ افسرده شده، خجالت کشیدم. آقا رفت و من مشغول گریه شدم
 
برگرفته از سایت http://www.alamdar.ir
 
در ضمن یه سایت عالی درباره حضرت زهرا (س) http://www.yazahra.net
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 12:58  توسط javad  | 
فرا رسیدن ماه رمضان را به تمام مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:37  توسط javad  | 
پدر و مادر امام زمان علیه السلام غیبت صغری و کبری چگونگی غیبت صغری و کبری شمائل حضرت مهدی علیه السلام زندگی شخصی امام عصر چگونه است ؟ نشانه های ظهور امام زمان علیه السلام چیست ؟ وظائف مومنین در زمان غیبت امام زمان علیه السلام اشک های امام زمان علیه السلام مهر بیکران سی و چهار پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان علیه السلام درد دل با امام زمان علیه السلام عکس شهدای دانشجوی شهر ستان کازرون بنام او که خالق یاس ونرگس است یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت ای روح دعا سلام مهدی 1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0 بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0 بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0 کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0 خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0 پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟ کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000 دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0 ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0 به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت ومیان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زیبای تو می شد دیده نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد وهوا میزبان یاسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 قربانت یاس سفید درباره شهدا زندگینامه و وصیتنامه شهدای دانشجوی شهرستان کازرون با همکاری مسئول پژوهش و تحقیق بنیاد شهید کازرون مداحی مداحان اهل بیت درباره امام زمان زیارت آل یس علیمی : یا ابا صالح مددی طاهری : مولودی امام زمان مولودی امام زمان تیک تاک ...،ثانیه ها،روزها،ماه ها،سال هاو...میگذرد و ما هنوز منتظر یار سفر کرده مان هستیم.به امید ظهور مهدی صاحب الزمان
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:34  توسط javad  | 
اگر نماز می خوانید هدفتان از نماز خواندن چیست؟

اگر انسان بخواهد در این دنیا با اگاهی و ازادی وشخصیت انسانی زندگی کند ، قطعا باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد!!انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدف دار ضرورت دارد  به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی  به کمال است. 
انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و برای او پیشانی بر سجده بگذارد !این تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.
باید به یقین بدانیم که اگر ما انسان ها در برابر ان کمال مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم باید به تعداد خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود ، خدایانی  بتراشیم و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سجده کنیم.
شناخت معبود و افریدگار حقیقی ، محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و  عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا میدارد.
 انسان در کل سرشتی خدا آشنا . خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی  می یابد که سرچشمه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست . کمتر کسی در طول تاریخ این حقیقت را انکار کرده است . حتی انان که بت پرست بودند یا بت ها را شریک خدا می دانستند در صدد پاسخ گویی به این نیاز فطری خود بودند ولی در یافتن مصادق  واقعی دچار اشتباه می شدند.

انسان که از دروان گرایشی به خدا احساس میکند . تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند و وادارش می کند که راز های درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد.

نماز جلوه ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده ی افریدگار است و این بندگی را احساس می کند می داند و باور دارد ،که  در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد با او راز می گوید و نیاز می طلبد و به یاد ما می اندازد که بنده ای بیش نیستیم.

نماز  این حقیقت والا و سازنده ، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ، این اگاهی بخش به جان های مشتاق اگاهی این ازادی بخش شخصیت انسان ، این اب حیات جانهای زنده ی ادمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !!

در این جهان معنی دار که حرکت تکاملی دارد همه ی اشیا خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا میگویند.

<< همه ی آن چه که در آسمان و زمین است برای خدا سجده میکنند >>(سوره رعد آیه ی ۱۵ )

فقط برخی از انسان ها هستند که از این حرکت تکاملی بی بهره ماندهند .

نماز عبارت است از بر قرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی نهایت کوچک به یک موجودی بی نهایت بزرگ در حال معرفت.

آن جایی که این ارتباط با عظمت بر قرار میگردد چه مسجد ، چه گوشه ای از خانه ی محقر ، یا در میان زیبا ترین منازل باشد و یا هر جا که این ارتباط بر قرار شد آن جا رصد گاهی میشود برای نظاره به کمال بی نهایت.

نماز عبادتی است در پیشگاه پرورگار بزرگ که در سایه ی آن نیاز های  روحی و معنوی انسان تامین می شود و انسان های نماز گزار از آرامش روان و صفای روح و نیز از رفتار فردی و اجتماعی مناسب و مطلوب بر خوردار میشوند.

 

اگر ما انسان ها خدا رو قبول داریم و  می دانیم او افریدگار است و ما مخلوق. چرا در برابر این همه نعمت این خواسته ی کوچک یعنی نماز را به جا نیاوریم؟

آیا ما نباید از این افریدگار سپاس گزار باشیم ؟ نباید به گونه ای از خداوند تشکر کرد ؟ آیا راه بهتری برای تشکر از او می شناسید ( اگر می شناسید به ما هم نشان دهید) ما از خداوند تقاضا میکنیم اما نباید به او که نماز را از ما خواسته گوش فرا دهیم؟

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 10:35  توسط javad  | 
پیامبر اعظم(ص):شعبان ماه من است هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد بهشت را به او وعده دهم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 10:38  توسط javad  | 

امام زین العابدین می فرمود :

 ((سوگند یاد می کنم که از پدرم حسین بن علی (ع) شنیدم که می فرمود شنیدم از امیرالمومنین (ع) هر که روزه دارد شعبان را برای محبت پیغمبر خدا (ص) و تقرب به سوی خدا ، خدا او را دوست دارد و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را برای او واجب گرداند))

به امید آنکه همه استفاده ی لازم را از این ماه مبارک و خجسته  ببریم و خود را برای ماه مبارک رمضان آماده کنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 18:9  توسط javad  | 
المهدی

اَثارى كه در روايات براى قيام موعود آخر الزمان برشمرده شده است:

1.ثروتها به صورت مساوي تقسيم ميشود هنگامى كه به واسطه ظهور امام زمان (ع) دنيا پر از عدالت شود، ثروت هاى جهان به طور مساوى تقسيم خواهند شد چنان چه امام محمد باقر(ع) فرمودند: وقتى قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت را به طور مساوى تقسيم مي كند

2.عدالت را در ميان مردم پياده مى نمايد.

3.رضايت و خشنودي همگاني است. رسول اكرم (ص) مى فرمايند: ساكنان آسمان، مردم زمين، پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان درياها همه و همه- از او خشنود خواهند شد.

4.فقر و بينوايي ريشه کن خواهد شد در پرتو عدالت حضرت بقية الله (ع)، عموم مردم بى نياز خواهند شد. چنان چه در حديث اَمده است: زمانى براى مردم پيش مى اَيد كه انسان صدقات از طلا را با خود

بر مى دارد تا آنها را در راه خدا انفاق كند، ولى نيازمندى را پيدا نمي كند كه اين صدقه را قبول نمايد.

5. همه مردم در امنيت به سر خواهند برد چنان چه اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: دشمنى از دل ها زدوده مى شود درندگان و چهارپايان با يكديگر سازش مي كنند، يک زن طبقى بر سر گذارده از عراق تا شام (از شرق تا غرب) تنها سفر مي كند، همه جا قدم بر سرزمين سبز و خرم مي گذارد .

در حالى كه درند هاي او را نمى آزارد و دچار ترس و وحشت نمى شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:39  توسط javad  | 

برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات

۶. برکات آسماني نازل ميشود چنان چه در حديث اَمده است:

زمين چيزى از بذرهاى خود را نگه نمى دارد، جز اينكه آن را بيرون مى فرستد و آسمان چيزى از باران رحمتش را نگه نمى دارد جز اينكه سيل آسا بر بندگان خود فرو مى ريزد

7. همگي در رفاه به سر مي برند رسول خدا(ص) فرمودند: امت من در زمان حضرت مهدى (ع) آن چنان متنعم مى شوند كه هرگز چنين بهره مند نشده اند.

8. زمين گنجهاي پنهان خود را آشکار مي کند پيامبر اكرم (ص) در اين زمينه مى فرمايد:در آن زمان چهارپايان در امان هستند و درندگان با هم سازش مي كنند. زمين پاره هاى جگرش گنج هاى پنهان و با ارزش خود را بيرون مى ريزد... پاره هاى جگر زمين ستون هايى از طلا و نقره است.

 9. دام ها و چهارپايان زياد ميشوند وچنان كه در روايتى از پيامبر گرامى اسلام (ص) آمده است:

مهدى (ع) خارج مى شود، خداوند باران رحمتش را مى فرستد، زمين گياهش را مى روياند،

 و دام در جهان زياد مى شود. او ثروت را به طور مساوى تقسيم مي کند

و امت اسلام بزرگ و شكوهمند مي گردد.

 

10. رفع مزاحمت ها وايجاد آسايش براي عموم مردم است چنان چه امام محمد باقر(ع) مى فرمايند: مهدى (ع) راه هاى اصلى را توسعه مى دهد، بالكن هايى را كه به خارج جاده ها آمده و

از ديگران سلب آزادى كرده است و ناودان هايى راكه به كوچه ها مى ريزد، از بين مى برد.

11.پرده هاي ظلمت کنار ميرود امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند: وقتى قائم ما قيام كند، زمين به نور پروردگارش نورانى مى شود، و مردم از نور خورشيد بى نياز مى شوند و شب و روز يكى مى شوند و تاريكى از بين مى رود.

12.ايجاد برابري و مساوات بين انسانها چنان چه امام محمد باقر(ع) مى فرمايند: هنگامى كه قائم ما قيام كند، دوران برابرى و برادرى فرا مى رسد. در آن زمان يک مسلمان آن چه نياز داشته باشد، از جيب برادر مسلمانش برمى دارد و او مانع نمى شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:36  توسط javad  | 
 شيطان بارى غسل و نماز دل سوزى مى كند .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
در جنگ بدر، بعد از آن كه لشكر اسلام و كفر در برابر هم قرار گرفتند، مسلمانان جز جنگ چاره اى ديگر نداشتند و انبوه نفرات دشمن آنها را به وحشت و هراس انداخته بود. دست به دعا برداشته و با خداى خود به راز و نياز پرداخته و با گريه و زارى از او يارى طلبيدند. مدتى بر اين منوال گذشت . پس از آن ، خداوند چنان آرامشى بر دلهاى آنان مسلط كرد كه تمامى ترس و وحشتى كه لشكر مشركين در دل مسلمانان افكنده بود، از ميان رفت .
همگى با اطمينان خاطر، شب را تا صبح خوابيدند، پس از آرامش و تجديد قوا به قصد اقامه نماز صبح ، از خواب بيدار شدند، در حالى كه عده اى زياد جنب شده و احتياج به غسل داشتند. بعضى مى خواستند وضو بگيرند، و گروه ديگر دچار تشنگى شده بودند.
چون كفار زودتر از مسلمانان چاه هاى آب را تصرف كرده بودند و آب در اردوگاه مسلمانان وجود نداشت ، شيطان در اين موقع ، وقت را غنيمت شمرد و در دل آنان وسوسه كرد و آنها را به فكر انداخت كه دشمنان شما چاه هاى آب را تصرف كردند و در حال رفاه به سر مى برند. ولى شما آب نداريد كه بخوريد، بايد در حال نجاست و جنابت و بدون وضو و غسل نماز بخوانيد، نماز با اين وضع فايده ندارد و نخواهد داشت .
خداوند متعال براى جلوگيرى از تاءثير وسوسه و فكر شيطان كه آن ملعون در دل آنان انداخته بود، فورا بارانى فرستاد، مسلمانان با آن آب باران كه در گوالها جمع شده بود، غسل كرده و وضو گرفته و لباس خود را پاكيزه نمودند، و با خاطرى آسوده مشغول جنگ شدند و بر مشركين غالب آمدند. آنها با آن همه نيرو شكست خوردند و فرار نمودند، عده زيادى هم كشته شدند.(483)
شيطان در اين هنگام از در خير خواهى مى گويد: نماز بدون غسل و وضو فايده ندارد و با اين وسيله مى خواهد مسلمين را سست و بى حال كند كه مشركين غالب شوند و آنان را از بين ببرند؛ ولى با كمك خداوند و نيروى لايزال الهى كار بر عكس مى شود و مسلمين كه اندك به حساب مى آمدند، بر كفار كه چند برابر آنان بودند پيروز شدند. اين شكست ، شكست شيطان بود كه كارى از پيش نبرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:9  توسط javad  | 
این وبلاگ تازه تاسیس است و با نظراتتان به پیشرفت این وبلاگ کمک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:2  توسط javad  |